پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

تن پاکت که زیر پیرهن است

وحده لاشریک له، چه تن است

هست پیراهنت چو قطره آب

که تنک گشته بر گل و سمن است

با خودم کش درون پیراهن

که تو جانی و جان من بدن است

تازیم، در غم تو جامه درم

وز پس مرگ نوبت کفن است

دل بسی برده ای، نکو بشناس

آنکه خسته ترست از آن من است

اندر آی و میان جان بنشین

که تو جانی و جان ترا بدن است

گفته ای، ترک تو نخواهم گفت

ترک من گو چه جای این سخن است

دهن تنگ را حدیث فراخ

چون همی گویی، آخر این چه فن است

دل خسرو خوش است با تنگی

که مرا یادگار ازان دهن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲سرو را با قد تو هستی نیست
  2. شمارهٔ ۳۶۳یار ما دل ز دوستان برداشت
  3. شمارهٔ ۳۶۴ترک مستم که قصد ایمان داشت
  4. شمارهٔ ۳۶۵از رخت ارغوان نمودار است
  5. شمارهٔ ۳۶۶ترک من دی سخن به ره می‌گفت
  6. شمارهٔ ۳۶۷آنچه بر جان من ز غم رفته‌ست
  7. شمارهٔ ۳۶۸گل ز رخساره تو بی آب است
  8. شمارهٔ ۳۶۹هر که روی تو دید جان دانست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.