پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۲

سرو را با قد تو هستی نیست

میلش الا به سوی پستی نیست

در دهان و میانت می بینم

نیستی هست، لیک هستی نیست

گاه گاهم به قبله بودی روی

تا تو در پیش من نشستی، نیست

زهد با عشق در نیامیزد

بت پرستی خداپرستی نیست

برگ صبری که پیش از اینم بود

سرو من تا تو برشکستی، نیست

تا ترا دست جور بر سر ماست

کار ما جز که زیردستی نیست

مستی گفتی ز عشق خسرو را

عشق دیوانگی ست، مستی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۴ترک مستم که قصد ایمان داشت
  2. شمارهٔ ۳۶۵از رخت ارغوان نمودار است
  3. شمارهٔ ۳۶۶ترک من دی سخن به ره می‌گفت
  4. شمارهٔ ۳۶۷آنچه بر جان من ز غم رفته‌ست
  5. شمارهٔ ۳۶۸گل ز رخساره تو بی آب است
  6. شمارهٔ ۳۶۹هر که روی تو دید جان دانست
  7. شمارهٔ ۳۷۰بنده را با تو دوستداری خوست
  8. شمارهٔ ۳۷۱سر زلف تو تا بجنبیده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.