پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۳

یار ما دل ز دوستان برداشت

مهر دیرینه از میان برداشت

من نخواهم کشید هر چه کند

دل که از وی نمی توان برداشت

دی به تندی بلند کرد ابرو

از پی کشتنم کمان برداشت

خواستم جان به عذر پیش برم

هجر خود رفت و پیش ازان برداشت

عهد کردم که درد دل نکنم

درد دل مهر از زبان برداشت

در دل او نکرد کار، ار چه

سنگ از افغان من، فغان برداشت

چشم او هیچ کم نخواهد شد

دل بیامد، مرا ز جان برداشت

رفتم امروز تا نخواهد کشت

سر نخواهم ز آستان برداشت

ترک سودای خام کن، خسرو

که وفا رخت ازین دکان برداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۵از رخت ارغوان نمودار است
  2. شمارهٔ ۳۶۶ترک من دی سخن به ره می‌گفت
  3. شمارهٔ ۳۶۷آنچه بر جان من ز غم رفته‌ست
  4. شمارهٔ ۳۶۸گل ز رخساره تو بی آب است
  5. شمارهٔ ۳۶۹هر که روی تو دید جان دانست
  6. شمارهٔ ۳۷۰بنده را با تو دوستداری خوست
  7. شمارهٔ ۳۷۱سر زلف تو تا بجنبیده‌ست
  8. شمارهٔ ۳۷۲نگار من امشب سر ناز داشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.