پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

عشق اگر چه نشان بخت بد است

نزد عاشق سعادت ابد است

هر که جوید مرادی از معشوق

گویی او عاشق مرا خود است

گر چه صد روز نیک عاشق راست

بهر این روز اسیر روز بد است

دیگران بهر تو چرا میرند؟

مردنم این که اندرین حسد است

صوفی ما که مست می زده است

جرم بر ساقیان سرو قد است

همه عیب است باده و هنرش

شستن ما ز مایه خرد است

پرسیم توبه شد ز می خسرو

شد، ولی آرزو یکی به صد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸این جفا کارییت که نو به نو است
  2. شمارهٔ ۳۵۹رخ تو نور دیده قمر است
  3. شمارهٔ ۳۶۰تن پاکت که زیر پیرهن است
  4. شمارهٔ ۳۶۱روی نیکوی تو ز مه کم نیست
  5. شمارهٔ ۳۶۲سرو را با قد تو هستی نیست
  6. شمارهٔ ۳۶۳یار ما دل ز دوستان برداشت
  7. شمارهٔ ۳۶۴ترک مستم که قصد ایمان داشت
  8. شمارهٔ ۳۶۵از رخت ارغوان نمودار است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.