پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

این جفا کارییت که نو به نو است

مگر این جان کشته را درو است

چون ترا نیست نیم کنجد شرم

گفت من نزد تو به نیم جو است

چشم بر کشتنم گماشته ای

چه کنم گوش تو سخن شنو است

شد عنانم ز دست چه توان کرد؟

توسن صبر نیک تیز دو است

عقل با مرهمی فروخته شد

جان مسکین به یک نفس گرو است

سر به خاکت ببینم و پس ازین

زنده مانم بدانک عمر نو است

خسروا، لشکر خطش بدوید

دل نگهدار، وقت زاغ رو است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰تن پاکت که زیر پیرهن است
  2. شمارهٔ ۳۶۱روی نیکوی تو ز مه کم نیست
  3. شمارهٔ ۳۶۲سرو را با قد تو هستی نیست
  4. شمارهٔ ۳۶۳یار ما دل ز دوستان برداشت
  5. شمارهٔ ۳۶۴ترک مستم که قصد ایمان داشت
  6. شمارهٔ ۳۶۵از رخت ارغوان نمودار است
  7. شمارهٔ ۳۶۶ترک من دی سخن به ره می‌گفت
  8. شمارهٔ ۳۶۷آنچه بر جان من ز غم رفته‌ست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.