پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

هر که در پیش چشم روشن ماست

گوییا آفت دل و تن ماست

چشم ما گر نمی شود، ماناک

آن همان آفتاب روشن ماست

لاله ها می دمد ز خون دو چشم

گرد من آن بهار و گلشن ماست

غمزه زن جان من و گر میرم

غم مخور خون ما به گردن ماست

ما چو هندوی سومنات به عشق

بت پرستیم و دل برهمن ماست

گفتم از مهر سوخت خسرو، گفت

چند ازین ذره ها به روزن ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷با غمت شادی جهان هوس است
  2. شمارهٔ ۳۵۸این جفا کارییت که نو به نو است
  3. شمارهٔ ۳۵۹رخ تو نور دیده قمر است
  4. شمارهٔ ۳۶۰تن پاکت که زیر پیرهن است
  5. شمارهٔ ۳۶۱روی نیکوی تو ز مه کم نیست
  6. شمارهٔ ۳۶۲سرو را با قد تو هستی نیست
  7. شمارهٔ ۳۶۳یار ما دل ز دوستان برداشت
  8. شمارهٔ ۳۶۴ترک مستم که قصد ایمان داشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.