پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

موی را نیست این میان که تراست

پسته را نیست این دهان که تراست

قامت راست سرو را ماند

سرو باشد چنین روان که تراست؟

جان ببردی و خوش هنوز نه ای

دست بر دل نه این زمان که تراست

تا چها بر تو کردمی من، اگر

حسن بودی مرا چنان که تراست

بر رخ زرد من بخند و بگو

خنده انگیز زعفران که تراست

گوییا بیشتر برای زر است

این سخن بر سر زبان که تر است

کشته گشتم ز ابروی تو، مکش

بر دل خسرو، این کمان که تراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶عشق اگر چه نشان بخت بد است
  2. شمارهٔ ۳۵۷با غمت شادی جهان هوس است
  3. شمارهٔ ۳۵۸این جفا کارییت که نو به نو است
  4. شمارهٔ ۳۵۹رخ تو نور دیده قمر است
  5. شمارهٔ ۳۶۰تن پاکت که زیر پیرهن است
  6. شمارهٔ ۳۶۱روی نیکوی تو ز مه کم نیست
  7. شمارهٔ ۳۶۲سرو را با قد تو هستی نیست
  8. شمارهٔ ۳۶۳یار ما دل ز دوستان برداشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.