پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

شب گذشته ست و اول سحر است

بانگ بلبل به می نویدگر است

وقت او خوش که در چنین وقتی

باده بر دست و نازنین به بر است

کشتی باده نه به کف، باری

عمر ازینسان رود چو بر گذر است

چند گویی که مست و بی خبری

هر که او مست نیست بی خبر است

صرفه خشک زاهدان را باد

هر چه ما راست در شراب تر است

ساقیا، غوطه ده مرا در می

که می آشام شعله در جگر است

گر چه بد مستی است عیب حریف

کندن ریش محتسب هنر است

گر به میخانه مفسدان شراب

پادشاهند، بنده خاک در است

خسروا، چند از گنه ترسی

رو که عفو خدای معتبر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵هر که در پیش چشم روشن ماست
  2. شمارهٔ ۳۵۶عشق اگر چه نشان بخت بد است
  3. شمارهٔ ۳۵۷با غمت شادی جهان هوس است
  4. شمارهٔ ۳۵۸این جفا کارییت که نو به نو است
  5. شمارهٔ ۳۵۹رخ تو نور دیده قمر است
  6. شمارهٔ ۳۶۰تن پاکت که زیر پیرهن است
  7. شمارهٔ ۳۶۱روی نیکوی تو ز مه کم نیست
  8. شمارهٔ ۳۶۲سرو را با قد تو هستی نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.