پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

دامن گل ز ابر پر گهر است

باغ را زیب و زینت دگر است

غنچه بر باد داد دل، چو گشاد

چشم بر گل که مو به روی فر است

به یکی جام کش رسید از دور

نرگس افتاده مست و بی خبر است

همه از سرو می برد بلبل

نیک یکبارگی بلند پر است

هر چه تسخیر کیف یحیی الارض

خواند بلبل به خط سبزه در است

گل ورق راست کرده از شبنم

مهره آن ورق همه گهر است

دوستان را کنون ز بهر نشاط

جانب باغ و بوستان گذر است

ورق گل اگر لطیف افتاد

خط سبزه ازان لطیف تر است

نرود سوی باغ خسرو، ازآنک

باغ او بزم شاه نامور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴موی را نیست این میان که تراست
  2. شمارهٔ ۳۵۵هر که در پیش چشم روشن ماست
  3. شمارهٔ ۳۵۶عشق اگر چه نشان بخت بد است
  4. شمارهٔ ۳۵۷با غمت شادی جهان هوس است
  5. شمارهٔ ۳۵۸این جفا کارییت که نو به نو است
  6. شمارهٔ ۳۵۹رخ تو نور دیده قمر است
  7. شمارهٔ ۳۶۰تن پاکت که زیر پیرهن است
  8. شمارهٔ ۳۶۱روی نیکوی تو ز مه کم نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.