پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

شاخ گل از نسیم جلوه گر است

وقت گلبانگ بلبل سحر است

خار پهلوی گل نشاند، زآنک

خون بسته ز بهر نیشتر است

باغ در رقص و جنبش است، زآنک

بانگ بلبل به گوشهای در است

چون که پیوند توست گل، ای خار

نیش در حق او نه از هنر است

آخر، ای گل، نگر ز چندین سیم

که ترا یک دو سه قراضه زر است

خلق را یاد می دهد ز شراب

آنکه از لاله کوه کاسه گر است

لاله از می پیاله می گیرد

آنکه پیمانه پر شود دگر است

غنچه را بین فراهمی دهنش

گوییا بوسه جای آن پسر است

چشم مستت کشنده ایست عجب

خواب مستیش ازان کشنده تر است

ساقی من روانه کن از کف

کشتی من که عمر بر گذر است

باغ داد از نشاط و عیش خبر

ای خوش آن کس که مست و بی خبر است

باغ در رقص آمد، ای خسرو

بانگ بلبل به گوشهای در است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳شب گذشته ست و اول سحر است
  2. شمارهٔ ۳۵۴موی را نیست این میان که تراست
  3. شمارهٔ ۳۵۵هر که در پیش چشم روشن ماست
  4. شمارهٔ ۳۵۶عشق اگر چه نشان بخت بد است
  5. شمارهٔ ۳۵۷با غمت شادی جهان هوس است
  6. شمارهٔ ۳۵۸این جفا کارییت که نو به نو است
  7. شمارهٔ ۳۵۹رخ تو نور دیده قمر است
  8. شمارهٔ ۳۶۰تن پاکت که زیر پیرهن است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.