پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

هلال عید جهان را به نور خویش آراست

شراب چون شفق و جام چون هلال کجاست

مگر شراب شفق خورد شب ز جام هلال

که هر گهر که در او بود جمله در صحراست

نگر نثار جواهری که شب کند بر چرخ

هلال خم شد و جنبید، از آنش پشت دوتاست

به نیم دایره ماند هلال در گردش

هزار نقطه ز نقش ستارگان پیداست

شراب شد، به عمل آر مایه عملش

که هم مقاطعه پیکرش بخواهد سوخت

کمر ببند و گره زن به جعد و روشن کن

که کوته است شب و آفتاب در جوزاست

نه دایره ست ز می در میان شیشه که آن

خیال حلقه ای از گوش شاهد رعناست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲بهار غالیه در دامن صبا سوده ست
  2. شمارهٔ ۳۴۳بر آن لبی که شکر با حلاوتش شوراست
  3. شمارهٔ ۳۴۴مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است
  4. شمارهٔ ۳۴۵رسید فصل گل و باد عنبر افشان است
  5. شمارهٔ ۳۴۶هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ست
  6. شمارهٔ ۳۴۷شوق توام باز گریبان گرفت
  7. شمارهٔ ۳۴۸جان که چنین تب کش سودای تست
  8. شمارهٔ ۳۴۹آنکه دلم شیفته روی اوست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.