پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹

ترا به دین و دیانت درون بپاید راست

که کارهاست چو دین و دیانت آید راست

نماید ار کم خویشت فزون، مشو خوش، زانک

یکی به دیده احول دو می نماید راست

تو دیده راست کن، از کج روی مرنج که پیر

نه جمله راست رود، گر چه کس گشاید راست

رفیق راست گزین کادمی میان کسان

اگر چه راست در آید بدان که باید راست

حکیم پهلوی بدخو چنان شد از ره دور

که در میان مخالف کسی سراید راست

تو هم خطا کنی، ار باشدت در اصل خطا

که از مشیمه کژ آدمی نیابد راست

مرو به وادی سر گم که عاقبت ره دور

رسد به جایی، خسرو، اگر گراید راست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۱بیا که بی تو دل خسته غرق خوناب ست
  2. شمارهٔ ۳۴۲بهار غالیه در دامن صبا سوده ست
  3. شمارهٔ ۳۴۳بر آن لبی که شکر با حلاوتش شوراست
  4. شمارهٔ ۳۴۴مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است
  5. شمارهٔ ۳۴۵رسید فصل گل و باد عنبر افشان است
  6. شمارهٔ ۳۴۶هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ست
  7. شمارهٔ ۳۴۷شوق توام باز گریبان گرفت
  8. شمارهٔ ۳۴۸جان که چنین تب کش سودای تست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.