پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

غزلیات

۲۶۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ مستم آنجا مبر ای یار که سر مستانند
  2. شمارهٔ ۱۲۲ همه گنج جهان ماری نیرزد
  3. شمارهٔ ۱۲۳ کدام دل که ز دوری بجان نمی آید
  4. شمارهٔ ۱۲۴ کدام یار که ما را پیام یار آرد
  5. شمارهٔ ۱۲۵ عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
  6. شمارهٔ ۱۲۶ زهی زلفت گرهگیری پر از بند
  7. شمارهٔ ۱۲۷ دلم که حلقه ی گیسوی یار می گیرد
  8. شمارهٔ ۱۲۸ حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
  9. شمارهٔ ۱۲۹ نسیم باد صبا جان من فدای تو باد
  10. شمارهٔ ۱۳۰ مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند
  11. شمارهٔ ۱۳۱ عشقست که چون پرده ز رخ بازگشاید
  12. شمارهٔ ۱۳۲ به بوی زلف تو دادم دل شکسته به باد
  13. شمارهٔ ۱۳۳ آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد
  14. شمارهٔ ۱۳۴ طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد
  15. شمارهٔ ۱۳۵ کسی کزان سر زلف دو تا نمی ترسد
  16. شمارهٔ ۱۳۶ هر کو بصری دارد با او نظری دارد
  17. شمارهٔ ۱۳۷ تا دلم در خم آن زلف سمن سا افتاد
  18. شمارهٔ ۱۳۸ دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود
  19. شمارهٔ ۱۳۹ مرغ جم باز حدیثی ز سبا می گوید
  20. شمارهٔ ۱۴۰ چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند
  21. شمارهٔ ۱۴۱ تشنه ی غنچه ی سیراب ترا آب چه سود
  22. شمارهٔ ۱۴۲ چون طوطی خطّ تو پر بر شکر اندازد
  23. شمارهٔ ۱۴۳ نسیم باد صبا چون ز بوستان آید
  24. شمارهٔ ۱۴۴ ای تتق بسته از تیره شب بر قمر
  25. شمارهٔ ۱۴۵ بوستان جنّتست و سروم حور
  26. شمارهٔ ۱۴۶ چون هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
  27. شمارهٔ ۱۴۷ زهی تاری زلفت مشک تاتار
  28. شمارهٔ ۱۴۸ گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
  29. شمارهٔ ۱۴۹ دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
  30. شمارهٔ ۱۵۰ بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز
  31. شمارهٔ ۱۵۱ پیش عاقل نیاز چیست نماز
  32. شمارهٔ ۱۵۲ این غزل یک دو نوبت از سر سوز
  33. شمارهٔ ۱۵۳ نشست شمع سحرای چراغ مجلسیان خیز
  34. شمارهٔ ۱۵۴ ای دلم را شکّر جان پرورت چون جان عزیز
  35. شمارهٔ ۱۵۵ معنی این صورت از صورتگران چین بپرس
  36. شمارهٔ ۱۵۶ بفلک می رسد خروش خروس
  37. شمارهٔ ۱۵۷ اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش
  38. شمارهٔ ۱۵۸ هر دل غمزه کان غمزه بود غمّازش
  39. شمارهٔ ۱۵۹ آورده ایم روی بسوی دیار خویش
  40. شمارهٔ ۱۶۰ نیستی آنک زنی شیشه ی هستی بر سنگ
  41. شمارهٔ ۱۶۱ زهی گرفته خور از طلعت تو فال جمال
  42. شمارهٔ ۱۶۲ خوشا با دوستان در بوستان گل
  43. شمارهٔ ۱۶۳ دلم مرید مراد است و دیده رهبر دل
  44. شمارهٔ ۱۶۴ یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال
  45. شمارهٔ ۱۶۵ گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
  46. شمارهٔ ۱۶۶ سپیده دم که بر آمد خروش بانگ رحیل
  47. شمارهٔ ۱۶۷ در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم
  48. شمارهٔ ۱۶۸ می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم
  49. شمارهٔ ۱۶۹ دل گل زنده گردد از دم خم
  50. شمارهٔ ۱۷۰ چو نام تو در نامه ئی دیده ام
  51. شمارهٔ ۱۷۱ باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
  52. شمارهٔ ۱۷۲ مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
  53. شمارهٔ ۱۷۳ چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
  54. شمارهٔ ۱۷۴ عشق آن بت ساکن میخانه می گرداندم
  55. شمارهٔ ۱۷۵ آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
  56. شمارهٔ ۱۷۶ دل بدست غم سودای تو دادیم و شدیم
  57. شمارهٔ ۱۷۷ آفتابست یا ستاره ی بام
  58. شمارهٔ ۱۷۸ دوش می آمد نگار بر برم
  59. شمارهٔ ۱۷۹ من بار هجر می کشم و ناقه محملم
  60. شمارهٔ ۱۸۰ درد دل خویش با که گویم

متن اشعار به نقل از گنجور.