پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود

جانم چو شمع از آتش دل درگذار بود

در انتظار صید تذرو وصال تو

چشمم ز شام تا بگه صبح باز بود

از من مپرس حال شب دیرپای هجر

از بهر آنک قصّه آن شب دراز بود

من در نیاز بودم و اصحاب در نماز

لیکن نیاز من همه عین نماز بود

می ساختم چو بربط و می سوختم چو عود

زیرا که چاره ی دل من سوز و ساز بود

ترک مراد چون ز کمال محبّتست

جم را گمان مبر که بخاتم نیاز بود

پیوسته با خیال حبیب حرم نشین

جان اویس بلبل بستان راز بود

خواجو کدام سلطنت از ملک هر دو کون

محمود را ورای وصال ایاز بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند
  2. شمارهٔ ۱۴۱تشنه ی غنچه ی سیراب ترا آب چه سود
  3. شمارهٔ ۱۴۲چون طوطی خطّ تو پر بر شکر اندازد
  4. شمارهٔ ۱۴۳نسیم باد صبا چون ز بوستان آید
  5. شمارهٔ ۱۴۴ای تتق بسته از تیره شب بر قمر
  6. شمارهٔ ۱۴۵بوستان جنّتست و سروم حور
  7. شمارهٔ ۱۴۶چون هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
  8. شمارهٔ ۱۴۷زهی تاری زلفت مشک تاتار
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.