پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

بوستان جنّتست و سروم حور

تیره شب ظلمتست و ما هم نور

آب در پیش و ما چنین تشنه

باده در جام و ما چنین مخمور

دلبر از ما جدا و دل بر او

ما ز می مست و می ز ما مستور

بگذر از نرگسش که نتوان داشت

چشم بیمار پرسی از رنجور

هیچ غمخور مباد بی غمخوار

هیچ ناظر مباد بی منظور

ای رخت در نقاب شعر سیاه

همچو خورشید در شب دیجور

عین معتل عبهر مفتوح

جیم مجرور طرّه ات مکسور

لؤلؤئت عقد بسته با یاقوت

عنبرت تکیه کرده بر کافور

با تو همراهم و ز غیر ملول

بتو مشغولم و ز خویش نفور

گر شدم تشنه ی لبت چه عجب

کاب خواهد طبیعت محرور

ای تو نزدیک دل ولی خواجو

همچو چشم بد از جمال تو دور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷زهی تاری زلفت مشک تاتار
  2. شمارهٔ ۱۴۸گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
  3. شمارهٔ ۱۴۹دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
  4. شمارهٔ ۱۵۰بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز
  5. شمارهٔ ۱۵۱پیش عاقل نیاز چیست نماز
  6. شمارهٔ ۱۵۲این غزل یک دو نوبت از سر سوز
  7. شمارهٔ ۱۵۳نشست شمع سحرای چراغ مجلسیان خیز
  8. شمارهٔ ۱۵۴ای دلم را شکّر جان پرورت چون جان عزیز
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.