پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

زهی تاری زلفت مشک تاتار

گل روی تو برده آب گلنار

از آن پوشم رخ از زلفت که گویند

نمی باید نمودن زر بطرّار

بود بی لعل همچون ناردانت

دلم پر نار و اشکم دانه ی نار

اگر ناوک نمی اندازد از چیست

کمان پیوسته بر بالین بیمار

چو عین فتنه شد چشم تو چونست

که دائم خفته است و فتنه بیدار

دو چشم سیل بار و روی زردم

شد این رود آور و آن زعفران زار

مرا بت قبله است و دیر مسجد

مرا می زمزمست و کعبه خمّار

دل پر درد را دردست درمان

تن بیمار را رنجست تیمار

چو انفاس عبیر افشان خواجو

ندارد نافه ئی در طبله عطّار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
  2. شمارهٔ ۱۵۰بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز
  3. شمارهٔ ۱۵۱پیش عاقل نیاز چیست نماز
  4. شمارهٔ ۱۵۲این غزل یک دو نوبت از سر سوز
  5. شمارهٔ ۱۵۳نشست شمع سحرای چراغ مجلسیان خیز
  6. شمارهٔ ۱۵۴ای دلم را شکّر جان پرورت چون جان عزیز
  7. شمارهٔ ۱۵۵معنی این صورت از صورتگران چین بپرس
  8. شمارهٔ ۱۵۶بفلک می رسد خروش خروس
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.