پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

معنی این صورت از صورتگران چین بپرس

مرد معنی را نشان از مرد معنی بین بپرس

کفر دانی چیست دین را قبله ی خود ساختن

معنی کفر ار نمی دانی ز اهل دین بپرس

چون تو آگه نیستی از چشم شب پیمای من

حال بیداری شبهای من از پروین بپرس

گر گروهی ویس را با گل مناسب می نهند

نسبت گل با رخ ویس از دل رامین بپرس

گرچه خسرو کام جان از شکّر شیرین گرفت

از دل فرهاد شور شکّر شیرین بپرس

حال سرگردانی جمعی پریشان مو به مو

از شکنج سنبل پرچین چین برچین بپرس

باغبان دستان بلبل را چه داند گو برو

شورش مرغان شبگیر از گل و نسرین بپرس

قصّه ی درد دل تیهو کجا داند عقاب

از تذرو خسته حال چنگل شاهین بپرس

شعر شورانگیز خواجو را که بر دست آب قند

از شکر ریزان پر شور سخن شیرین بپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش
  2. شمارهٔ ۱۵۸هر دل غمزه کان غمزه بود غمّازش
  3. شمارهٔ ۱۵۹آورده ایم روی بسوی دیار خویش
  4. شمارهٔ ۱۶۰نیستی آنک زنی شیشه ی هستی بر سنگ
  5. شمارهٔ ۱۶۱زهی گرفته خور از طلعت تو فال جمال
  6. شمارهٔ ۱۶۲خوشا با دوستان در بوستان گل
  7. شمارهٔ ۱۶۳دلم مرید مراد است و دیده رهبر دل
  8. شمارهٔ ۱۶۴یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.