پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

نیستی آنک زنی شیشه ی هستی بر سنگ

و رنه درپات فتادی فلک مینا رنگ

تا بکی گوش کنی بر نفس پرده سرای

تا بکی چنگ زنی در گره گیسوی چنگ

روی ازین قبله بگردان که نمازی نبود

رو به محراب و نظر در عقب شاهد شنگ

گوش سوی غزل و دیده سوی چشم غزال

سگ صیاد ز چشمش نرود صورت رنگ

بر کفت باده ی چون زنگ و دلت پر زنگار

وقت آنست که از آینه بزدائی زنگ

روح را کس نکند دستخوش نفس خسیس

عاقلان آینه ی چین نفرستند بزنگ

اگرت دیو طبیعت شکند پنجه ی عقل

چکند آهوی وحشی چو شود صید پلنگ

کاروان از پس و ره دور و حرامی در پیش

بار ما شیشه و شب تار و همه ره خرسنگ

خیز و یک ره علم از چرخ برون زن خواجو

که فراخست جهان و دل غمگین تو تنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲خوشا با دوستان در بوستان گل
  2. شمارهٔ ۱۶۳دلم مرید مراد است و دیده رهبر دل
  3. شمارهٔ ۱۶۴یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال
  4. شمارهٔ ۱۶۵گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
  5. شمارهٔ ۱۶۶سپیده دم که بر آمد خروش بانگ رحیل
  6. شمارهٔ ۱۶۷در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم
  7. شمارهٔ ۱۶۸می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم
  8. شمارهٔ ۱۶۹دل گل زنده گردد از دم خم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.