پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم

خاک پایت همه بر تارک سر می‌کردم

خرقه‌ی ابر به خونابه فرو می‌بردم

دامن کوه پر از لعل و گهر می‌کردم

چون به جز ماه ندیدم که به رویت مانست

نسبت روی تو زان‌رو به قمر می‌کردم

تا مگر با تو زر وصل مهیا گردد

مس رخسار ز سودای تو زر می‌کردم

هر نفس کز دهن تنگ تو می‌کردم یاد

ملک هستی ز دل تنگ به در می‌کردم

دهن غنچه‌ی سیراب چو خندان می‌شد

یاد آن پسته‌ی چون تَنگِ شکر می‌کردم

چهره‌ی باغ به خونابه فرو می‌شستم

دهن چشمه پر از لؤلوی تر می‌کردم

چون به یاد لب میگون تو می‌خورد شراب

جام خواجو همه پر خون جگر می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰چو نام تو در نامه ئی دیده ام
  2. شمارهٔ ۱۷۱باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
  3. شمارهٔ ۱۷۲مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
  4. شمارهٔ ۱۷۳چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
  5. شمارهٔ ۱۷۴عشق آن بت ساکن میخانه می گرداندم
  6. شمارهٔ ۱۷۵آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
  7. شمارهٔ ۱۷۶دل بدست غم سودای تو دادیم و شدیم
  8. شمارهٔ ۱۷۷آفتابست یا ستاره ی بام
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.