پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم

قدح لاله پر از خون جگر می کردم

پای سرو از هوس قدّ تو می بوسیدم

در گل از حسرت روی تو نظر می کردم

سخن طوطی خطّت بچمن می گفتم

نسبت پسته تنگت بشکر می کردم

چشم نرگس بخیال نظرت می دیدم

وانگه از ناوک چشم تو حذر می کردم

چون صبا سلسله ی سنبل تر می افشاند

یاد آن گیسوی چون عنبر تر می کردم

هر زمانم که نظر بر رخ گل می افتاد

صفت روی تو با مرغ سحر می کردم

چون کمانخانه ی ابروی تو می کردم یاد

تیر آه از سپر چرخ بدر می کردم

مشعل مه بدم سرد فرو می کشتم

شمع خاور ز دل سوخته بر می کردم

چون فغان دل خواجو بفلک بر می شد

کار دل همچو فلک زیر و زبر می کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹دل گل زنده گردد از دم خم
  2. شمارهٔ ۱۷۰چو نام تو در نامه ئی دیده ام
  3. شمارهٔ ۱۷۱باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
  4. شمارهٔ ۱۷۲مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
  5. شمارهٔ ۱۷۳چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
  6. شمارهٔ ۱۷۴عشق آن بت ساکن میخانه می گرداندم
  7. شمارهٔ ۱۷۵آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
  8. شمارهٔ ۱۷۶دل بدست غم سودای تو دادیم و شدیم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.