پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

سپیده دم که بر آمد خروش بانگ رحیل

برفت پیش سرشک من آب دجله و نیل

جهان ز گریه ام از آب گشت مالامال

ز سوز سینه ام آتش گرفت میلامیل

هلاک من چون بوقت وداع خواهد بود

بقصد جان من ای ساربان مکن تعجیل

مگر بشهر شما پادشه منادی کرد

که هست خون غریبان مباح و مال سبیل

کشندگان گرفتار قید محنت را

مواخذت نکند هیچکس بخون قتیل

طواف کعبه عشق از کسی درست آید

که دیده زمزم او گشت و دل مقام خلیل

بگفتگوی رقیب از حبیب روی متاب

رضای خصم بدست آر و غم مخور ز وکیل

گر از لبم شکری می دهی ز طرّه بپوش

چرا که کفر نماید کرم بنزد بخیل

زبور عشق تو خواجو بر آن ادا خواند

که روز عید مسیحا حواریان انجیل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم
  2. شمارهٔ ۱۶۹دل گل زنده گردد از دم خم
  3. شمارهٔ ۱۷۰چو نام تو در نامه ئی دیده ام
  4. شمارهٔ ۱۷۱باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
  5. شمارهٔ ۱۷۲مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
  6. شمارهٔ ۱۷۳چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
  7. شمارهٔ ۱۷۴عشق آن بت ساکن میخانه می گرداندم
  8. شمارهٔ ۱۷۵آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.