پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم

باز چون مرغان شبگیری خوش الحان آمدیم

گر بدامن دوستان گل می برند از بوستان

ما بکام دوستان با گل ببستان آمدیم

آستین افشان برون رفتیم چون سرو از چمن

دوستان دستی که دیگر پای کوبان آمدیم

همچو گل یک سال اگر کردیم غربت اختیار

مژده بلبل را که دیگر با گلستان آمدیم

از میان بوستان چون بید اگر لرزان شدیم

بر کنار چشمه چون سرو خرامان آمدیم

چشم روشن گشته ایم اکنون که بعد از مدتی

از چه کنعان بسوی ماه کنعان آمدیم

جان ما گرما برفتیم از سر پیمان نرفت

ساقیا پیمانه ده چون ما به پیمان آمدیم

گر پریشان رفته ایم اکنون تو خاطر جمع دار

کاین زمان بر بوی آن زلف پریشان آمدیم

صبر در کرمان بسی کردیم خواجو وز وطن

رخت بربستیم و دیگر سوی کرمان آمدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
  2. شمارهٔ ۱۷۴عشق آن بت ساکن میخانه می گرداندم
  3. شمارهٔ ۱۷۵آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
  4. شمارهٔ ۱۷۶دل بدست غم سودای تو دادیم و شدیم
  5. شمارهٔ ۱۷۷آفتابست یا ستاره ی بام
  6. شمارهٔ ۱۷۸دوش می آمد نگار بر برم
  7. شمارهٔ ۱۷۹من بار هجر می کشم و ناقه محملم
  8. شمارهٔ ۱۸۰درد دل خویش با که گویم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.