پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

آفتابست یا ستاره ی بام

که پدید آمد از کناره ی بام

ماه در عقرب و قصب بر ماه

شام بر نیمروز و چین در شام

نام خالش مبر که وحشی را

طمع دانه افکند در دام

خیز تا می خوریم و بنشانیم

آتش دل بآب آتش فام

باده پیش آر تا فرو شوئیم

جامه ی جان بآب دیده ی جام

می جوشیده خور که حیف بود

پخته در جوش و ما بدینسان خام

عاقلان سرّ عشق نشناسند

کاین صفت نبود از خواص و عوام

عشق عامست و عقل خاص ولیک

چکند خاص با تقلّب عام

شمع مجلس نشست خیز ندیم

مه فرو رفت می بیار غلام

دشمنانرا بکام دوست مخواه

دوستانرا مدار دشمن کام

چون بر آری ببام پندارند

که سهیلست یا سپیده ی بام

با رخت هر که ماه می طلبد

نیست در عاشقی هنوز تمام

سرو با اعتدال قامت تو

نا تراشیده ئیست بی اندام

نام خواجو مبر که ننگ بود

اگر از عاشقان بر آید نام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹من بار هجر می کشم و ناقه محملم
  2. شمارهٔ ۱۸۰درد دل خویش با که گویم
  3. شمارهٔ ۱۸۱اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم
  4. شمارهٔ ۱۸۲اشارت کرده بودی تا بیایم
  5. شمارهٔ ۱۸۳ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده ایم
  6. شمارهٔ ۱۸۴نوبتی صبح برآمد ببام
  7. شمارهٔ ۱۸۵امروز که من عاشق و دیوانه و مستم
  8. شمارهٔ ۱۸۶این چه بادست کزو بوی شما می شنوم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.