پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

درد دل خویش با که گویم

داد دل خویش از که جویم

چون چهره بخون دیده شستم

دست از دل خسته چون نشویم

کر گشت فلک زهای هایم

پر گشت جهان زهای و هویم

دادم بهوای روی او دل

تا دیده چه آورد برویم

از ناله نحیف تر زنالم

وز مویه ضعیف تر ز مویم

تا چند ز دور چرخ نالم

تا کی ز غم زمانه مویم

با تست مقیم گفت و گویم

وز تست مدام جست و جویم

از حسن تو هیچ کم نگردد

گر زانک نظر کنی بسویم

بگذار که شکّرت ببوسم

پیش آی که عنبرت ببویم

تا چند زنی مرا بچوگان

آخر نه من شکسته گویم

در کوزه چو می نماند خواجو

یک کاسه بیاور از سبویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲اشارت کرده بودی تا بیایم
  2. شمارهٔ ۱۸۳ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده ایم
  3. شمارهٔ ۱۸۴نوبتی صبح برآمد ببام
  4. شمارهٔ ۱۸۵امروز که من عاشق و دیوانه و مستم
  5. شمارهٔ ۱۸۶این چه بادست کزو بوی شما می شنوم
  6. شمارهٔ ۱۸۷این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم
  7. شمارهٔ ۱۸۸تخفیف کن از دور من این باده که مستم
  8. شمارهٔ ۱۸۹سلامی بجانان فرستاده ام
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.