پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

سلامی بجانان فرستاده ام

بآرام دل جان فرستاده ام

زهی شوخ چشمی که من کرده ام

که جان را بجانان فرستاده ام

شکسته گیاهی من خشک مغز

بگلزار رضوان فرستاده ام

تو این بی حیائی نگر کز هوا

سوی بحر باران فرستاده ام

مرا شرم بادا که پای ملخ

بنزد سلیمان فرستاده ام

بتحفه کهن زنگی مست را

باردوی خاقان فرستاده ام

عصا پاره ئی از کف عاصئی

بموسی عمران فرستاده ام

غباری فرو رفته از آستان

بایوان کیوان فرستاده ام

ز سرچشمه پارگین قطره ی ئی

سوی آب حیوان فرستاده ام

کهن خرفه ی مفلسی ژنده پوش

بتشریف سلطان فرستاده ام

سخنهای خواجو ز دیوانگی

یکایک بدیوان فرستاده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
  2. شمارهٔ ۱۹۲هر دم آرد باد صبح از روضه ی رضوان پیام
  3. شمارهٔ ۱۹۳دلداده‌ایم وز پی دلدار می‌رویم
  4. شمارهٔ ۱۹۴من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم
  5. شمارهٔ ۱۹۵نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم
  6. شمارهٔ ۱۹۶باز هشیار برون رفته و مست آمده ایم
  7. شمارهٔ ۱۹۷کی آمدی ز تتارای صبای مشک نسیم
  8. شمارهٔ ۱۹۸نسیم باد بهاری وزید خیز ندیم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.