پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم

تا شدم بنده ات آزاد ز سرو چمنم

منکه در صبح ازل نوبت مهرت زده ام

تا ابد دم ز وفای تو زنم گر نزنم

جان من جرعه ی عشق تو نریزد بر خاک

مگر آنروز که در خاک بریزد بدنم

گر مرا با تو بزندان ابد حبس کنند

طرّه ات گیرم و زنجیر بهم در شکنم

بار سر چند کشم بی سر زلفت بر دوش

وقت آنست که در پای عزیزت فکنم

چون سر از خوابگه خاک بر آرم در حشر

بچکد خون جگر گر فشاری کفنم

آخر ای قبله صاحب نظران رخ بنمای

تا رخ از قبله بگردانم و سوی تو کنم

بر تنم یک سر مو نیست که در بند تو نیست

گرچه کس باز نداند سر موئی ز تنم

پیرهن پاره کنم تا تو ببینی از مهر

تن چون تار قصب تافته در پیرهنم

بسکه می گریم و بر خویشتنم رحمت نیست

گریه می آید ازین واسطه بر خویشتنم

چون کنم وصف شکر خنده ی شورانگیزت

از حلاوت برود آب نبات از سخنم

چون حدیث از لب میگون تو گوید خواجو

همچو ساغر شود از باده لبالب دهنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷کی آمدی ز تتارای صبای مشک نسیم
  2. شمارهٔ ۱۹۸نسیم باد بهاری وزید خیز ندیم
  3. شمارهٔ ۱۹۹برآمد بانگ مرغ و نوبت بام
  4. شمارهٔ ۲۰۰من ز دست دیده و دل در بلا افتاده‌ام
  5. شمارهٔ ۲۰۱هیچ می دانی که دیشب در غمش چون بوده ام
  6. شمارهٔ ۲۰۲گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
  7. شمارهٔ ۲۰۳ز باد نکهت زلف دو تات می جوئیم
  8. شمارهٔ ۲۰۴ای شام زلفت بتخانه ی چین
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.