پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

من ز دست دیده و دل در بلا افتاده‌ام

ای عزیزان چون کنم چون مبتلا افتاده‌ام

هردم از چشمم چو اشک گرم‌رو راندن که چه

تا چه افتادست کز چشم شما افتاده‌ام

کی بود برگ من آن نسرین‌بدن را کاین زمان

همچو بلبل در زمستان بی‌نوا افتاده‌ام

گرچه هرکو می‌خورد از پا درافتد عاقبت

من چو دور افتاده‌ام از می چرا افتاده‌ام

با کسی افتاد کارم کو ز کارم فارغست

بنگرید آخر که از مستی کجا افتاده‌ام

ای که گفتی گر سر این کار داری پای دار

دست گیر اکنون که از دستت ز پا افتاده‌ام

آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمی مکن

گرچه ذرّه زیر بامت از هوا افتاده‌ام

می‌روی مجموع و من پیوسته همچون گیسویت

از پریشانی که هستم در قفا افتاده‌ام

قاضی ار گوید که خواجو چون درین کار اوفتاد

گو مکن آن کار کز حکم قضا افتاده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
  2. شمارهٔ ۲۰۳ز باد نکهت زلف دو تات می جوئیم
  3. شمارهٔ ۲۰۴ای شام زلفت بتخانه ی چین
  4. شمارهٔ ۲۰۵هندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن
  5. شمارهٔ ۲۰۶گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
  6. شمارهٔ ۲۰۷بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
  7. شمارهٔ ۲۰۸بعقل کی متصوّر شود فنون جنون
  8. شمارهٔ ۲۰۹ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.