پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

هندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن

یا چو هندو بنده ی ترکان نمی باید شدن

ماه بزم افروز عالم سوز من چون حاضرست

پیش شمع عارضش پروانه می باشد شدن

تا مگر گنجی بدست آید ترا عمری دراز

معتکف در کنج هر ویرانه می باید شدن

ملک جانرا منزل جانانه می باید شناخت

وانگه از جان طالب جانانه می باید شدن

از سر افسانه و افسون همی باید گذشت

یا بعشقش در جهان افسانه می باید شدن

تا شود بتخانه از روی حقیقت کعبه ات

با هوای کعبه در بتخانه می باید شدن

هر چه می بینی برون از دانه و دام تو نیست

فارغ از دام و بری از دانه می باید شدن

بابت پیمان شکن پیمانه نوش و غم مخور

زانک شادی خورده ی پیمانه می باید شدن

گفتم ار شکرانه می خواهی بجان استاده ام

گفت خواجو از پی شکرانه می باید شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
  2. شمارهٔ ۲۰۸بعقل کی متصوّر شود فنون جنون
  3. شمارهٔ ۲۰۹ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران
  4. شمارهٔ ۲۱۰هر زمان آهنگ بیزاریش بین
  5. شمارهٔ ۲۱۱نی نگر با اهل دل هر دم به معنی در سخن
  6. شمارهٔ ۲۱۲سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنین
  7. شمارهٔ ۲۱۳سنبل سیه بر سمن مزن
  8. شمارهٔ ۲۱۴خطّ زنگاری نگر از سبزه برگرد سمن
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.