پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

خطّ زنگاری نگر از سبزه برگرد سمن

کاسه ی یاقوت بین از لاله در صحن چمن

یوسف گل تا عزیز مصر شد یعقوب وار

چشم روشن می شود نرگس ببوی پیرهن

نو عروس باغ را مشّاطه ی باغ صبا

هر نفس میافکند در سنبل مشکین شکن

طاس زرّین می نهد نرگس چمن را بر طبق

خط ریحان می کشد سنبل بر اوراق سمن

سرو را بین بر سماع بلبلان صبح خیز

همچو سرمستان ببستان پای کوب و دست زن

زرد شد خیری و مؤبد باد صبح و ویس گل

باغ شد کوراب و رامین بلبل و گل نسترن

گوئیا نرگس بشاهد بازی آمد سوی باغ

زانک دایم سیم دارد بر کف و زر در دهن

ایکه گفتی جز بدن سرو روان را هیچ نیست

آب را در سایه ی او بین روانی بی بدن

غنچه گوئی شاهد گلروی سوسن بوی ماست

کز لطافت در دهان او نمی گنجد سخن

نوبت نوروز چون در باغ پیروزی زدند

نوبت نوروز سلطانی به پیروزی بزن

مرغ گویا گشت مطرب گفته ی خواجو بگوی

باد شبگیری بر آمد باده در ساغر افکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
  2. شمارهٔ ۲۱۷زهی خطی بخطا برده سوی خطّه ی چین
  3. شمارهٔ ۲۱۸یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان
  4. شمارهٔ ۲۱۹ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن
  5. شمارهٔ ۲۲۰خوشا چشمی که بیند روی ترکان
  6. شمارهٔ ۲۲۱زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
  7. شمارهٔ ۲۲۲خویش را در کوی بیخویشی فکن
  8. شمارهٔ ۲۲۳ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.