پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن

جان من دلخسته بجانانه رها کن

دلدار مرا با من دلسوخته بگذار

بگذر ز سر شمع و بپروانه رها کن

گر مرتبه ی یار ز بیگانگی ماست

گو مرتبه ی خویش ببیگانه رها کن

بر رهگذرت دنیی و دین دانه و دامست

در دام مقید مشو و دانه رها کن

گر باده پرستان همه از میکده رفتند

سرمست مرا بر در میخانه رها کن

آنرا که بود برگ گل و عزم تماشا

گو خیمه بصحرا زن و کاشانه رها کن

چون مار سر زلف تو زد بر دل ریشم

تدبیر فسونی کن و افسانه رها کن

گنجست غم عشقت و ویران دل خواجو

از بهر دلم گنج بویرانه رها کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان
  2. شمارهٔ ۲۲۶نه درد عشق می یارم نهفتن
  3. شمارهٔ ۲۲۷ای هیچ در میان نه ز موی میان تو
  4. شمارهٔ ۲۲۸صید شیران می کند آهوی رو به باز او
  5. شمارهٔ ۲۲۹ترک من خاقان نگر در حلقه عشّاق او
  6. شمارهٔ ۲۳۰دوش می کردم سئوال از جان که آن جانانه کو
  7. شمارهٔ ۲۳۱زهی جمال تو خورشید مشرق دیده
  8. شمارهٔ ۲۳۲ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.