پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

صید شیران می کند آهوی رو به باز او

راه بابل می زند هاروت افسون ساز او

هر شبی بنگر که بر مهتاب بازی می کند

هندوان زلف عنبر چنبر شب باز او

از چه روی ابروی زنگاری کمان او کمان

می کشد پیوسته بر ترکان تیرانداز او

گفتم از زلفش بپوشم ماجرای دل ولیک

چون نهان دارم ز دست غمزه ی غمّاز او

بیدلانرا احتمال ناز دلبر واجبست

وانک باشد نازنین تر بیش باشد ناز او

مطرب سازنده گو امشب دمی با ما بساز

ورنه چون دم بر کشم در دم بسوزم ساز او

بلبل خوش نغمه تا گل بر نیندازد نقاب

نشنود کس در جهان آوازه ی آواز او

فارغ البالست هر کس کو نشد عاشق ولیک

مرغ بیدل در هوا خوشتر بود پرواز او

حال خواجو از سرشک چشم خونبارش بپرس

کو روان چون آب می خواند دمادم راز او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰دوش می کردم سئوال از جان که آن جانانه کو
  2. شمارهٔ ۲۳۱زهی جمال تو خورشید مشرق دیده
  3. شمارهٔ ۲۳۲ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته
  4. شمارهٔ ۲۳۳زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
  5. شمارهٔ ۲۳۴ای سر زلف تو در حلقه و تاب افتاده
  6. شمارهٔ ۲۳۵ای سنبله ی زلف تو خرمن زده بر ماه
  7. شمارهٔ ۲۳۶ای بیتو مرا پر آب دیده
  8. شمارهٔ ۲۳۷ای از شب قمرسا برمه نقاب بسته
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.