پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

ای از شب قمرسا برمه نقاب بسته

پیوسته طاق خضرا بر آفتاب بسته

از قیر طیلسانی بر مشتری کشیده

بر مهر سایبانی از مشک ناب بسته

جعد تو هندوانرا بر دل کمین گشوده

چشم تو جاودانرا بر دیده خواب بسته

اشک محیط سلیم خون از فرات رانده

واه سهیل سوزم ره بر شهاب بسته

از روی لاله رنگم بازار گل شکسته

وز لعل باده رنگت کار شراب بسته

زلفت بدلگشائی از دل گره گشوده

خطّت بنقشبندی نقشی بر آب بسته

آن سرکشان هندو وان هندوان جادو

راه خطا گشاده چشم صواب بسته

ساغر ز شوق لعلت جانش بلب رسیده

وز شرم آبرویت آتش نقاب بسته

خواجو بپرده سوزی نای رباب خسته

مطرب بپرده سازی زخم رباب بسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده
  2. شمارهٔ ۲۴۰روی این چرح سیه روی ستمکاره سیاه
  3. شمارهٔ ۲۴۱ای لبت خنده بر شراب زده
  4. شمارهٔ ۲۴۲آتش اندر آب هرگز دیده ئی
  5. شمارهٔ ۲۴۳چو دستان برکشد مرغ صراحی
  6. شمارهٔ ۲۴۴تبسّمت الزهر و المزن باک
  7. شمارهٔ ۲۴۵ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
  8. شمارهٔ ۲۴۶ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.