پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه

می رفت بسر وقت حریفان شبانه

بر لاله زنیلش اثر داغ صبوحی

بر ماه ز مشکش گره جعد مغانه

یاقوت بمی شسته و آراسته خورشید

مرغول گره کرده و کاکل زده شانه

زلف سیهش را در شوریده گرفتار

تیر مژه اش را جگر خسته نشانه

بگشوده نظر خلق جهانی ز کناره

بر بوده میانش دل خلقی ز میانه

من کرده دل صدر نشین را سوی بحرین

با قافله ی خون ز ره دیده روانه

جامی می دوشینه بمن داد و مرا گفت

خوش باش زمانی و مکن یاد زمانه

دوران همه در دست و تو در حسرت درمان

عالم همه دامست و تو در فکرت دانه

حیفست تو در بادیه و ز بیم حرامی

بی وصل حرم مرده و حج بر در خانه

خواجو سخن از کعبه و بتخانه چه گوئی

خاموش که این جمله فسونست و فسانه

رو عارف خود باش که در عالم معنی

مقصود توئی کعبه و بتخانه بهانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰روی این چرح سیه روی ستمکاره سیاه
  2. شمارهٔ ۲۴۱ای لبت خنده بر شراب زده
  3. شمارهٔ ۲۴۲آتش اندر آب هرگز دیده ئی
  4. شمارهٔ ۲۴۳چو دستان برکشد مرغ صراحی
  5. شمارهٔ ۲۴۴تبسّمت الزهر و المزن باک
  6. شمارهٔ ۲۴۵ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
  7. شمارهٔ ۲۴۶ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی
  8. شمارهٔ ۲۴۷کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.