پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

آتش اندر آب هرگز دیده ئی

عنبر اندر تاب هرگز دیده ئی

چون دهان بر لعل شورانگیز او

پسته و عنّاب هرگز دیده ئی

شد نقاب عارضش زلف سیاه

شام بر مهتاب هرگز دیده ئی

سنبل پرتاب هرگز چیده ئی

نرگس پر خواب هرگز دیده ئی

نرگسش در طاق ابرو خفته است

مست در محراب هرگز دیده ئی

شد دلم مستغرق دریای عشق

ذرّه در غرقاب هرگز دیده ئی

در غمش خواجو چو چشم خونفشان

چشمه ی خوناب هرگز دیده ئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴تبسّمت الزهر و المزن باک
  2. شمارهٔ ۲۴۵ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
  3. شمارهٔ ۲۴۶ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی
  4. شمارهٔ ۲۴۷کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
  5. شمارهٔ ۲۴۸چه چشم مست تو با خواب می کند بازی
  6. شمارهٔ ۲۴۹بدینسان که از ما جهانی جهانی
  7. شمارهٔ ۲۵۰نه آخر تو آنی که ما را زیانی
  8. شمارهٔ ۲۵۱دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.