پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری

بر مشتریت پرده ی دیبای ششتری

لعلت نگین خاتم خوبی وصف زده

برگرد روی خوب تو هم دیو و هم پری

در ساحری اگر ز جهان بر سر آمدست

گاویست پیش آهویت این لحظه سامری

چون چشم چشم بند تو در خاطرم فتاد

بنمود طبع من ید بیضا بساحری

گر ننگری بچشم عنایت بسوی من

بینی تنم ز مهر هلالی چو بنگری

آن دل که من بملک دو عالم نداد می

بردی بدلبری زمن آیا چه دلبری

تا شد درست روی من دلشکسته زر

پیدا شدست رونق بازار زرگری

خواجو چو وصف لعل گهر پرور تو کرد

بشکست قدر شعر چو لولوی جوهری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
  2. شمارهٔ ۲۴۸چه چشم مست تو با خواب می کند بازی
  3. شمارهٔ ۲۴۹بدینسان که از ما جهانی جهانی
  4. شمارهٔ ۲۵۰نه آخر تو آنی که ما را زیانی
  5. شمارهٔ ۲۵۱دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانی
  6. شمارهٔ ۲۵۲چه کرده ام که بیکبارم از نظر بفکندی
  7. شمارهٔ ۲۵۳چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی
  8. شمارهٔ ۲۵۴کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.