پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی

گهی فریاد خوان گشتی گهم فریاد رس بودی

از آن ترسم که صیادی بمکرش صید گرداند

که او پرواز نتواند که دائم در قفس بودی

نمی دانم که بر برج که امشب آشیان دارد

بدام آوردمی او را مرا گر زانک کس بودی

چنان سرمست می گشتم ز آوازش که در شبها

که یادآوردی از شحنه کرابیم از عسس بودی

چه مرغی بلبل آوازی چه بلبل باز پروازی

که این عنقای زرّین بال پیشش چون مگس بودی

بگویم روشنت ماهی سریر حسن را شاهی

که سرو ار راست می خواهی بر بالاش خس بودی

بجان گر دسترس بودی اسیر قید محنت را

روان در پای شبرنگش فشاندن یکنفس بودی

درین وادی چه به بودی ز آه و ناله و زاری

اگر خورشید هودج را غم از بانگ جرس بودی

گلندامی طلب خواجو که در خلوتگه رامین

اگر هرگز نبودی گل جمال ویس بس بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶ببار ای لعبت ساقی شرابی
  2. شمارهٔ ۲۵۷ای که عنبر ز سر زلف تو دارد بویی
  3. شمارهٔ ۲۵۸هیچ شکّر چو آن دهان دیدی
  4. شمارهٔ ۲۵۹بر ماه فکنده طیلسانی
  5. شمارهٔ ۲۶۰گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی
  6. شمارهٔ ۲۶۱ای صبا با بلبلِ خوش‌گویْ گوی
  7. شمارهٔ ۲۶۲برو ای باد بهاری به‌دیاری که تو دانی
  8. شمارهٔ ۲۶۳در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.