پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

ای صبا با بلبلِ خوش‌گویْ گوی

می‌نماید لالهٔ خودرویْ روی

صبحدم در باغ اگر دستت دهد

خوش بر آ چون سرو و طرفِ جویْ جوی

هر زمان کز دوستان یاد آوَرَم

خون روان گردد ز چشمم جوی‌جوی

ای تن از جان بر دلِ چون نال نال

وی دل از غم بر تنِ چون مویْ موی

دستِ آن شمشادِ ساغرگیر گیر

سویِ آن سروِ صنوبرپویْ پوی

حلقه‌های زلفش از گل برفِکن

دسته‌های سُنبلِ خوش‌بویْ بوی

می‌خورَد از جامِ لعلش باده خون

می‌برد زَ افعیِّ زلفش موی‌موی

حالِ چوگان چون نمی‌دانی که چیست

ای نصیحت‌گو به تَرکِ گوی گوی

چون به وصلت نیست خواجو دسترس

باز کن زان دلبر بدخویْ خوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی
  2. شمارهٔ ۲۶۴دی سیر برآمد دلم از روز جوانی
  3. شمارهٔ ۲۶۵صبح وصل از افق مهر بر آید روزی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.