پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

ببار ای لعبت ساقی شرابی

بساز ای مطرب مجلس ربابی

چو دور عشرت و جامست بشتاب

که هر دم میکند دوران شتابی

دل پر خون من چندان نماندست

که بتوان کرد مستی را کبابی

خوشا آن صبحدم کز مطلع جام

برآید هر زمانی آفتابی

الا ای باده پیمایان سرمست

بمخموری دهید آخر شرابی

گرم از تشنگی جان بر لب آید

مگر چشمم چکاند بر لب آبی

شد از باران اشک و باده ی شوق

دلم ویرانی و جانم خرابی

مگر بستست جادوی تو خوابم

که شب‌ها شد که محتاجم بخوابی

چرا باید که خواجو از تو یکروز

سلامی را نمی یابد جوابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸هیچ شکّر چو آن دهان دیدی
  2. شمارهٔ ۲۵۹بر ماه فکنده طیلسانی
  3. شمارهٔ ۲۶۰گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی
  4. شمارهٔ ۲۶۱ای صبا با بلبلِ خوش‌گویْ گوی
  5. شمارهٔ ۲۶۲برو ای باد بهاری به‌دیاری که تو دانی
  6. شمارهٔ ۲۶۳در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی
  7. شمارهٔ ۲۶۴دی سیر برآمد دلم از روز جوانی
  8. شمارهٔ ۲۶۵صبح وصل از افق مهر بر آید روزی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.