پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸

هیچ شکّر چو آن دهان دیدی

هیچ تنگ شکر چنان دیدی

آن زمانت که در کنار آمد

جز کمر هیچ در میان دیدی

در چمن همچو شمع مجلس ما

طوطئی آتشین زبان دیدی

راستی را شمائل قد او

هیچ در سرو بوستان دیدی

دلرباتر ز زلف و عارض او

شاخ سنبل بر ارغوان دیدی

در فغانم ز دست قاتل خویش

کشته را هیچ در فغان دیدی

همچو غرقاب عشق او خواجو

هیچ دریای بیکران دیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی
  2. شمارهٔ ۲۶۱ای صبا با بلبلِ خوش‌گویْ گوی
  3. شمارهٔ ۲۶۲برو ای باد بهاری به‌دیاری که تو دانی
  4. شمارهٔ ۲۶۳در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی
  5. شمارهٔ ۲۶۴دی سیر برآمد دلم از روز جوانی
  6. شمارهٔ ۲۶۵صبح وصل از افق مهر بر آید روزی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.