پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی

چون ندیدی کان گوهر گوهر کانرا چه دانی

هر که او گوهر شناسد قیمت جوهر شناسد

گوهر کانرا ندیده جوهر جانزا چه دانی

تا ترا شوری نباشد لذّت شیرین چه یابی

تا ترا دردی نباشد قدر درمانرا چه دانی

چون سر میدان نداری پای دریکران چه آری

چون رخ مردان ندیدی مرد میدانرا چه دانی

خدمت دربان نکرده رفعت سلطان چه جوئی

طاق ایوانرا ندیده اوج کیوانرا چه دانی

چون تو سر گردان نگشتی منکر گوی از چه گردی

چون تو در میدان نبودی حال چوگانرا چه دانی

گرنه چون پروانه سوزی شمع را روشن چه بینی

ورنه زین پیمانه نوشی شرط و پیمانرا چه دانی

صبر ایوبی نکرده درد را درمان چه خواهی

حزن یعقوبی ندیده بیت احزانرا چه دانی

چون دم عیسی ندیدی گفته ی خواجو چه خوانی

چون ید بیضا ندیدی پور عمرانرا چه دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی
  2. شمارهٔ ۲۵۶ببار ای لعبت ساقی شرابی
  3. شمارهٔ ۲۵۷ای که عنبر ز سر زلف تو دارد بویی
  4. شمارهٔ ۲۵۸هیچ شکّر چو آن دهان دیدی
  5. شمارهٔ ۲۵۹بر ماه فکنده طیلسانی
  6. شمارهٔ ۲۶۰گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی
  7. شمارهٔ ۲۶۱ای صبا با بلبلِ خوش‌گویْ گوی
  8. شمارهٔ ۲۶۲برو ای باد بهاری به‌دیاری که تو دانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.