پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

چه کرده ام که بیکبارم از نظر بفکندی

نهال کین بنشاندی و بیخ مهر بکندی

کمین گشودی و بر من طریق عقل ببستی

کمان کشیدی و چون ناوکم بدور فکندی

اگر چو مرغ بنالم تو همچو سرو ببالی

وگر چو ابر بگریم تو همچو غنچه بخندی

چون آیمت که ببینم مرا ز کوی برانی

چو خواهمت که در آیم درم بروی ببندی

توقعست که از بنده سایه باز نگیری

ولی ترا چه غم از ذرّه کافتاب بلندی

پیادگان جگر خسته رنج بادیه دانند

تو خستگی چه شناسی که برفراز سمندی

از آن ملایم طبعی که ما تنیم و تو جانی

وزان موافق مائی که مانئیم و تو قندی

بحال خود بگذار ای مقیم صومعه ما را

تو و عبادت و عرفان و ما و مستی و رندی

ز من مپرس که خواجو چگونه صید فتادی

تو حال قید چه دانی که بیخبر ز کمندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی
  2. شمارهٔ ۲۵۵کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی
  3. شمارهٔ ۲۵۶ببار ای لعبت ساقی شرابی
  4. شمارهٔ ۲۵۷ای که عنبر ز سر زلف تو دارد بویی
  5. شمارهٔ ۲۵۸هیچ شکّر چو آن دهان دیدی
  6. شمارهٔ ۲۵۹بر ماه فکنده طیلسانی
  7. شمارهٔ ۲۶۰گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی
  8. شمارهٔ ۲۶۱ای صبا با بلبلِ خوش‌گویْ گوی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.