پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

بدینسان که از ما جهانی جهانی

که با کس نمانی و با کس نمانی

تو آن شهریاری و آن شهره یاری

که خسرو نشانی و خسرو نشانی

تو آنی که قتلم توانی و دانم

که هر دم بر آنی که خونم برانی

خوشا طرف بستان و دستان مستان

می ارغوانی بروی غوانی

دل یاغی باغیم باغ و دائم

تو در باغ بانی و در باغبانی

ندانم کدامی که دامی دلم را

ز نسل کیانی که اصل کیانی

چو ماهی که ماهیتت کس نداند

چه کانی که از لعل گوهر چکانی

تو جان و جهانی و جان جهانی

تو نور جنانی و حور جنانی

سزد کاردوان رخ نهد پیش اسبت

اگر باز داری سمند اردوانی

ترا نار پستان به از نار بستان

که سیب از ترنجت کند بوستانی

توتر خان و ترخون ز جور تو خواجو

دل از خون چو خانی و رخ زرّخانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانی
  2. شمارهٔ ۲۵۲چه کرده ام که بیکبارم از نظر بفکندی
  3. شمارهٔ ۲۵۳چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی
  4. شمارهٔ ۲۵۴کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی
  5. شمارهٔ ۲۵۵کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی
  6. شمارهٔ ۲۵۶ببار ای لعبت ساقی شرابی
  7. شمارهٔ ۲۵۷ای که عنبر ز سر زلف تو دارد بویی
  8. شمارهٔ ۲۵۸هیچ شکّر چو آن دهان دیدی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.