پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

چو دستان برکشد مرغ صراحی

برآید نوحهٔ مرغ از نواحی

قدح در ده که چشم مست خوبان

قد اتّضحت لنا ای اتّضاح

الا والله لا اسلو هواهم

و لا اصبوا الی قول اللّواح

ملامت می‌کنندم پارسایان

الام الام فی حبّ الملاح

کجا قول خردمندان کنم گوش

که سکران نشنود گفتار صاحی

عدولی عن محبتم فسادی

و موتی فی مضاربهم صلاحی

دلم جان از گذار دیده در باخت

ولیس علیه فیه من جناح

زهی از عنبر سارا کشیده

رقم بر گرد کافور رباحی

مغلغلةٌ الی مغناک منّی

هنا من مُبلغ شروی الرّیاح

چه مشک آمیزی ای جام صبوحی

چه عنبر بیزی ای باد صباحی

تَهبّ نسائم و الورقُ ناحت

و شوّقنی الصّبوح الی الصّباح

بده ساقی که گل برقع برافکند

و فاح الرّوض و ابتسم الاقاحی

ز میخواران کسی را همچو خواجو

ندیدم تشنه بر خون صراحی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
  2. شمارهٔ ۲۴۶ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی
  3. شمارهٔ ۲۴۷کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
  4. شمارهٔ ۲۴۸چه چشم مست تو با خواب می کند بازی
  5. شمارهٔ ۲۴۹بدینسان که از ما جهانی جهانی
  6. شمارهٔ ۲۵۰نه آخر تو آنی که ما را زیانی
  7. شمارهٔ ۲۵۱دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانی
  8. شمارهٔ ۲۵۲چه کرده ام که بیکبارم از نظر بفکندی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.