پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۰

روی این چرح سیه روی ستمکاره سیاه

که رخم کرد سیه در غم آن روی چو ماه

خامه در نامه اگر شرح دهد حال دلم

از سر تیغ زبانش بچکد خون سیاه

بجز از شمع کسی بر سر بالینم نیست

که بگرید ز سر سوز برین حال تباه

گرچه از ضعف چنانم که نیایم در چشم

کیست کو در من مسکین کند از لطف نگاه

بشه چرخ برم زین دل پر آه فغان

بدر مرگ برم زین تن پر درد پناه

تا ببیند که که آرد خبری از راهم

می دود دم بدمم اشک روان تا سر راه

نه مرا آگهی از حال رفیقان قدیم

نه کسی از من بیچاره ی مسکین آگاه

کار من هست چو گیسوی تو دایم در هم

پشت من هست چو ابروی تو پیوسته دو تاه

گر نبودی شب من چون سر زلف تو دراز

دستم از زلف دراز تو نبودی کوتاه

آه من گر نکند در دل سخت تو اثر

زان دل سنگ جفا کار دلازار تو‌ آه

گر ازین درد جگر سوز بمیرد خواجو

حال درویش که گوید بسرا پرده ی شاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۲آتش اندر آب هرگز دیده ئی
  2. شمارهٔ ۲۴۳چو دستان برکشد مرغ صراحی
  3. شمارهٔ ۲۴۴تبسّمت الزهر و المزن باک
  4. شمارهٔ ۲۴۵ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
  5. شمارهٔ ۲۴۶ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی
  6. شمارهٔ ۲۴۷کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
  7. شمارهٔ ۲۴۸چه چشم مست تو با خواب می کند بازی
  8. شمارهٔ ۲۴۹بدینسان که از ما جهانی جهانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.