پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده

فارغ از سجاده و تسبیح و طامات آمده

نفی را اثبات خود دانسته و اثبات نفی

و ایمن از خویش و بری از نفی و اثبات آمده

کرده ورد بلبل مست سحر خیز استماع

باز با مرغ صراحی در مناجات آمده

روح قدسی در هوای مجلس روحانیان

صبحدم مستانه بر بام سماوات آمده

عقل با زلف چلیپا از تنازع دم زده

روح با راح مصفّا در مقالات آمده

گشته مستان را سر کوی مغان بیت الحرام

عاشقان را گوشه ی مسجد خرابات آمده

عارفان را نغمه ی چنگ مغنّی ره زده

صوفیان را باده ی صافی مداوات آمده

شهسوار چرخ بین نزدش پیاده وانگهی

رخ نهاده پیش اسب او و شه مات آمده

یک ره از ایوان برون فرمای خواجو را ببین

بر سر کوی تو چون موسی به میقات آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱ای لبت خنده بر شراب زده
  2. شمارهٔ ۲۴۲آتش اندر آب هرگز دیده ئی
  3. شمارهٔ ۲۴۳چو دستان برکشد مرغ صراحی
  4. شمارهٔ ۲۴۴تبسّمت الزهر و المزن باک
  5. شمارهٔ ۲۴۵ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
  6. شمارهٔ ۲۴۶ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی
  7. شمارهٔ ۲۴۷کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
  8. شمارهٔ ۲۴۸چه چشم مست تو با خواب می کند بازی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.