پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

ای سنبله ی زلف تو خرمن زده بر ماه

وی روی من از مهر تو طعنه زده بر کاه

خورشید جهانتاب تو از شب شده طالع

هندوی رسن باز تو برمه زده خرگاه

افعی تو در حلقه و جادوی تو در خواب

خورشید تو در عقرب و پروین تو بر ماه

صورت نتوان بست چنین موی میانی

بر موی کمر بسته و مو تا بکمر گاه

ساقی بعقیق شکری می خورم خون

مطرب به نوای سحری می زندم راه

در سلسله ی زلف رسن تاب تو پیچم

باشد که دل خسته برون آورم از چاه

همچون دل من هست پرشیان و گرفتار

در شست سر زلف گرهگیر تو پنجاه

آئینه رخسار تو زنگار برآورد

از بسکه برآمد ز دل سوختگان آه

خواجو نبرده ره بسرا پرده ی وصلت

درویش کجا خیمه زند در حرم شاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷ای از شب قمرسا برمه نقاب بسته
  2. شمارهٔ ۲۳۸دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه
  3. شمارهٔ ۲۳۹ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده
  4. شمارهٔ ۲۴۰روی این چرح سیه روی ستمکاره سیاه
  5. شمارهٔ ۲۴۱ای لبت خنده بر شراب زده
  6. شمارهٔ ۲۴۲آتش اندر آب هرگز دیده ئی
  7. شمارهٔ ۲۴۳چو دستان برکشد مرغ صراحی
  8. شمارهٔ ۲۴۴تبسّمت الزهر و المزن باک
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.