پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

نه درد عشق می یارم نهفتن

نه ترک عشق می یارم گرفتن

نگردد مهر دل در سینه پنهان

بگل خورشید چون شاید نهفتن

غربیست از کسانی کاشنایند

حدیث خویش با بیگانه گفتن

اگر فرّاش دیری فرض عینست

بمژگانت در میخانه رفتن

بگو با نرگس میگون که پیوست

نشاید مست در محراب خفتن

بود کارم بیاد دُرج لعلت

بالماس زبان دُردانه سفتن

مقیمان در میخانه خواجو

چه حاجتشان بکوی کعبه رفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸صید شیران می کند آهوی رو به باز او
  2. شمارهٔ ۲۲۹ترک من خاقان نگر در حلقه عشّاق او
  3. شمارهٔ ۲۳۰دوش می کردم سئوال از جان که آن جانانه کو
  4. شمارهٔ ۲۳۱زهی جمال تو خورشید مشرق دیده
  5. شمارهٔ ۲۳۲ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته
  6. شمارهٔ ۲۳۳زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
  7. شمارهٔ ۲۳۴ای سر زلف تو در حلقه و تاب افتاده
  8. شمارهٔ ۲۳۵ای سنبله ی زلف تو خرمن زده بر ماه
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.