پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

زهی خطی بخطا برده سوی خطّه ی چین

گرفته چین بدو هندوی زلف چین برچین

نموده لعل لبت ثلثی از خط یاقوت

بنفشه ات خط ریحان نوشته بر نسرین

چو صبحدم متبسّم شدی فلک پنداشت

که از قمر بدرخشید رشته ی پروین

ز لعل دختر رز چون مراد بستانم

که کشف آن نکند محتسب برای رزین

عجب ز جادوی مستت که ناتوان خفته

نهاده است کمانش مدام بر بالین

چه شد که با من سرگشته کینه می ورزی

ز ذرّه مهر نباشد بهیچ رو در کین

اگرچه رفت بتلخی درین طلب فرهاد

نرفت از سر او شور شکّر شیرین

گل ارچه هست عروس تتق نشین چمن

گلی چو ویس نباشد بگلستان رامین

چو در سخن ید بیضا نموده ئی خواجو

چگونه نسبت شعرت کنم بسحر مبین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن
  2. شمارهٔ ۲۲۰خوشا چشمی که بیند روی ترکان
  3. شمارهٔ ۲۲۱زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
  4. شمارهٔ ۲۲۲خویش را در کوی بیخویشی فکن
  5. شمارهٔ ۲۲۳ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن
  6. شمارهٔ ۲۲۴ای بوستان عارض تو گلستان جان
  7. شمارهٔ ۲۲۵ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان
  8. شمارهٔ ۲۲۶نه درد عشق می یارم نهفتن
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.