پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن

راستی را چون قدت سروی ندیدم در چمن

زنگیان سودائی آن هندوان دل سیاه

و آهوان نخجیر آن ترکان مست تیغ زن

رویت از زلف سیه چون روز روشن در طلوع

جسمت اندر پیرهن چون جان شیرین در بدن

تا برفت از چشمم آن یاقوت گوهر پاش تو

می رود آب فرات از چشم دریا بار من

بسکه بر تن پیرهن کردم قبا از درد عشق

شد تنم مانند یک تار قصب در پیرهن

گر صبا بوئی ز گیسویت بترکستان برد

مشک اذفر خون شود در ناف آهوی ختن

صبحدم در صحن بستان گر براندازی نقاب

پیش روی چون گلت بر لاله خندد نسترن

تا گرفتار سر زلف سیاهت گشته ام

گشته ام مانند یک مو و ندران مو صد شکن

گر نسیم سنبلت بر خاک خواجو بگذرد

همچو گل بر تن ز بیخویشی بدراند کفن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
  2. شمارهٔ ۲۲۲خویش را در کوی بیخویشی فکن
  3. شمارهٔ ۲۲۳ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن
  4. شمارهٔ ۲۲۴ای بوستان عارض تو گلستان جان
  5. شمارهٔ ۲۲۵ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان
  6. شمارهٔ ۲۲۶نه درد عشق می یارم نهفتن
  7. شمارهٔ ۲۲۷ای هیچ در میان نه ز موی میان تو
  8. شمارهٔ ۲۲۸صید شیران می کند آهوی رو به باز او
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.