پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

هر زمان آهنگ بیزاریش بین

عهد و پیمان وفاداریش بین

گر ندیدی نیمشب در نیمروز

گرد ماه آن خطّ زنگاریش بین

زلف مشکین چون براندازد ز رخ

روز روشن در شب تاریش بین

حلقه های جعدش از هم باز کن

نافه های مشک تاتاریش بین

آن لب شیرین شورانگیز او

در سخنگوئی شکر باریش بین

چشم مخمورش که خونم می خورد

گرچه بیمارست خونخواریش بین

این که خود را طرّه اش آشفته ساخت

از سیه کاریست طرّاریش بین

بار غم گوئی دلم را بس نبود

درد تنهائی بسر باریش بین

چاره ی خواجو اگر زور و زرست

چون ندارد زور و زر زاریش بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنین
  2. شمارهٔ ۲۱۳سنبل سیه بر سمن مزن
  3. شمارهٔ ۲۱۴خطّ زنگاری نگر از سبزه برگرد سمن
  4. شمارهٔ ۲۱۵ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان
  5. شمارهٔ ۲۱۶ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
  6. شمارهٔ ۲۱۷زهی خطی بخطا برده سوی خطّه ی چین
  7. شمارهٔ ۲۱۸یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان
  8. شمارهٔ ۲۱۹ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.